محيامحيا، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 1 روز سن داره

محياي من و بابايي

محيا با روسري

سلام خيلي وقته از محيا ننوشتم محياي مامان تنها تو اصفهانه و محيا با باباش تو يزده ماماني هرشب ، كارش شده گريه. محيا داره دندوناي اسياب ش در مياد همش داره لاغرتر و لاغرتر ميشه. با اينكه بابايي از اون شربتاي تقويتي ومولتي ويتامين خارجكي براش ميگيره ، ولي كوچولوي ناز من باز لاغر و ضعيفه. فداي چشماي نازش بشم من. بابايي ميگه محيا داشت البوم عكسها رو ورق ميزد تا عكس مامان نرگسو ديد بهش گفتم مامانيه ، ي ذره نگاه به عكس كردو شروع كرد بوسيدن عكس ماماني. وقتي از بابايي شنيدم به حال دختر مظلوم و غريبم گريه كردم. خدايا شكرت بخاطر وجود دخترمهربون و عزيزم در زندگيم. نعمتتو تكميل كردي. ممنونم   * * * ...
30 فروردين 1391

محيا و دكتر كپي

محيا عاشق برنامه دكتر كپيه. محياي شيطون كه يك دقيقه آروم نميشينه ، به محض صداي دكتر كپي هرجا كه هست خودشو ميرسونه به پاي تلويزيون نيم ساعت كامل نگاش به صفحه تلويزيونه. قربونش برم هر چي بهش بدمم ميخوره، من دعا ميكنم هميشه دكتر كپي باشه تا محيا ي چيزي بدون غصه بخوره. پدر منو در آورد با اين غذا خوردنش   ...
30 فروردين 1391
1